چرا اقتصاد ایران ناکارآمد است؟ – اخبار تجارت


به گزارش تجارت نیوز، اقتصاد ایران در سال های اخیر همواره با مشکل بزرگی به نام ناکارآمدی دست و پنجه نرم کرده است. این امر باعث شده است که برنامه ریزی اقتصادی در عمل به نتایج خوبی ختم نشود و شرایط برای شکل فعلی اقتصاد ایران فراهم شود.

عماد عظیمی، تحلیلگر مسائل اقتصادی در این باره با تجارت نیوز گفت وگو کرده است.

ریشه مشکل در نهادهای اقتصادی نهفته است

عظیمی در ابتدا گفت: چندین سال است که برنامه های اقتصادی را اجرا می کنیم اما از این برنامه ها نتیجه خوبی نگرفتیم. کیفیت موسسات یکی از دلایل اصلی موفقیت و شکست اقتصادی است. نهادها مجموعه ای از قوانین رسمی و غیر رسمی، هنجارها، آداب و رسوم و غیره هستند که عملکرد کلی یک اقتصاد را تعیین می کنند.

وی افزود: این سوال مورد توجه اقتصاددانان نهادی است. زیرا برنامه های اقتصادی نئوکلاسیک بر اساس آموزه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول با فرض شناخت کامل عوامل اقتصادی است. اگرچه در دنیای واقعی با حجم زیادی از اطلاعات ناقص روبرو هستیم که نهادگرایان آن را عدم تقارن اطلاعاتی می نامند.

هزینه های معاملات در اقتصاد

این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: از سوی دیگر در مدل های رشد، مبادلات اقتصادی بدون هزینه جانبی فرض می شود. در دنیای واقعی، انجام هر معامله شامل مجموعه ای از هزینه ها است که به آن هزینه های تراکنش می گویند. مانند هزینه انتقال اسناد، مالیات و غیره.

وی در ادامه گفت: باید توجه داشت که هر چه بازار ناقص و کوچکتر باشد این هزینه ها بیشتر می شود. زیرا در علم اقتصاد می دانیم که برخی از هزینه ها (هزینه های ثابت) با افزایش اندازه یک بنگاه اقتصادی کاهش می یابد.

وی تصریح کرد: هرچه اقتصاد با بخش غیررسمی (بخشی که از چشم سیاستگذاران پنهان است و مالیات پرداخت نمی کند) مواجه شود، این هزینه ها بیشتر شده و بازار به دلیل رقابت ناقص و انحصاری می شود.

چالش های اقتصادی ایران

عظیمی در ادامه توضیح داد: باید توجه داشت که به دلیل ساختار تورمی، متاسفانه اقتصاد ایران هم با عدم تقارن اطلاعاتی و هم با افزایش هزینه های مبادلاتی مواجه است.

وی ادامه داد: اهمیت تقارن اطلاعاتی این است که فعالان اقتصادی از سطح دانش یکسانی برخوردارند و اگر برخی از آنها بیشتر از سایرین از رویدادهای آینده اطلاع داشته باشند، می توانند از اطلاعات سری به نفع خود در تجارت استفاده کنند و برای خود رانت ایجاد کنند. به عنوان مثال، اگر برخی از منابع قدرت از کاهش نرخ سود بانکی اطلاع پیدا کنند، زودتر از دیگران پول خود را از بانک خارج کرده و در بازارهای دیگر سرمایه گذاری می کنند.

وی تصریح کرد: در خصوص هزینه های مبادلاتی به عنوان مثال وجود رشوه در اقتصادهای تورمی را می توان هزینه مبادله ای دانست که می تواند عملکرد اقتصاد را فلج کند. هر چه اقتصاد با این دو پدیده بیشتر مواجه شود، ناکارآمدی آن بیشتر می شود.

عظیمی در پایان تاکید کرد: وجود تورم فزاینده، ساختار بانکی ناسالم، نبود بخش خصوصی موثر و غیر دولتی و از همه مهمتر کاهش درک اقتصادی تصمیم گیران می تواند موثر باشد. در ایجاد دو پدیده مهم