استراحت عمیق را عادی کنید و مسیر خود را هموار کنید!! 💜


سلام پسرهای مورد علاقه من 🥰 به نظر می رسد که گرایش اخیر من به طور کلی وبلاگ نویسی کرده است، اما شاید اکنون اینگونه باشد که قرار است انرژی و فضایم را با این بچه کوچک در راه حفظ کنم. امیدوارم احساسات و روح من را حتی زمانی که پست نمی‌گذارم احساس کنید، به شما اجازه می‌دهم مدام استراحت کنید، نفس عمیقی بکشید و هر روز کاری را که باید برای خودتان انجام دهید، انجام دهید.

پست امروز همه چیز در مورد مرزها، راحتی و فضا است. احساس می‌کنم دارم به یک متخصص جدید در این موضوعات تبدیل می‌شوم که باردار هستم و یاد می‌گیرم که چگونه در راه مادر شدن را به این روح پیر خردمند تبدیل کنم. من همچنین مجبور شده‌ام تا حد زیادی درگیر محدودیت‌ها و راحتی باشم، زیرا در چهار سال و نیم گذشته مریض بوده‌ام (و سپس بهبود یافته‌ام)، بنابراین نیازی به گفتن نیست که زندگی من اکنون بسیار متفاوت به نظر می‌رسد و هنوز در حال گسترش است. به روش های جدید و جذاب روزانه تجربه من از پسرفت هیچ مرزی را برای این مرد بدنام در حال بهبودی آسان نمی کند، اما سعی می کنم… هر روز تلاش می کنم و امروز از خواب بیدار شدم احساس می کنم این موضوع باید موضوع پست امروز باشد.

بنابراین اجازه دهید با پرسیدن یک سوال از شما شروع کنم: اگر روز را مطلقاً هیچ کاری انجام ندهید چقدر راحت خواهید بود؟ منظورم این است که اگر از خواب بیدار شوید و قهوه صبح خود و یک اسموتی سبز را بنوشید و به رختخواب برگردید و کاری جز آرامش انجام ندهید؟ اصلا قراره چیکار کنی؟! آیا می توانید تلویزیون را روشن کنید، حتی اگر ساعت نه صبح باشد، اگر این روش مورد علاقه شما برای استراحت باشد؟ کتاب باز می کنی، در دفتر خاطراتت می نویسی، مدیتیشن می کنی، دوباره می خوابی؟! شاید به دوستی زنگ بزنی؟ یا متعهد می شوید که گوشی خود را برای آن روز خاموش کنید؟

اگر شما هم مثل من هستید، فکر اینکه یک روز کامل را بدون هیچ کاری انجام دهید هیجان انگیز و کمی ترسناک به نظر می رسد. ترسناک است زیرا چگونه می خواهم آن را خرج کنم؟ امید فوری من این است که فکر کنم، “اوه خدای من، کارهایی که می توانم انجام دهم!! صفحات کتاب هایم را می توانم بنویسم!! چیزهایی که می توانم به آنها برسم!” اما زمین برای اردن است 👽 – اینطور نیست. هیچ چیزی!

من اخیراً خیلی با این ایده بازی کرده ام. وقتی باردار شدم، در لایه ای عمیق تر از همیشه متوجه شدم که بسیار خسته شده ام. علاوه بر فرسودگی متوسط، احساس می کردم که اگر چیز دیگری در بشقابم بگذارند منفجر می شوم. و این می آید بعد از کاهش زندگی من پس از بهبودی از لایم و خودایمنی. پس از دور شدن از بسیاری از چیزهایی که به من کمک نمی کند، پس از ایجاد یک تیم حمایتی برای اطمینان از اینکه من همه کارها را در تجارت خود انجام نمی دهم، پس از اینکه یاد گرفتم که “نه” گفتن زمانی که “بله” نیست، بسیار خوب به نظر می رسد. جهنم»، «بعد از…

متأسفانه خسته شده بودم. من خسته ام سعی کرده‌ام کمی انجام دهم، اما در «کمی انجام دادن» واقعاً نمی‌دانستم با وقتم چه کنم. در نهایت یک انرژی دیوانه کننده است، تلاش برای انجام هیچ کاری. حتی روشی که می نویسم – سعی می کنم هیچ کاری انجام ندهم! انجام هیچ کاری نیازی به تلاش، انرژی و قدرت ندارد. این فقط. بنابراین، بله، من در آن انرژی بوده ام که تلاش کنم و کمتر انجام دهم… نه گفتن به سفرها، رویدادها، و بودن در کنار هر انرژی که حس مکیدن روح را داشته باشد. دایره‌ام را تنگ نگه می‌دارم و زمان زیادی را با افرادی سپری می‌کنم که روحیه‌ام را بسیار بالا می‌برند. کار بر روی پروژه های روحی، ارتباط با سایر مادران همفکر، به خودم اجازه استراحت، خواندن افسانه های زیاد، تماشای برنامه های تلویزیونی، و خوابیدن تا دیر زمانی که بدنم می خواهد.

حالا می‌خواهم به عنوان واقعی این پست بمانم: به استراحت عمیق را عادی کنید و فضا را برای هموار کردن مسیر مخوف خود در نظر بگیرید. مرز!! آنها را بکار! اما این چیزی است که من یاد گرفته‌ام: اگر نتوانید آن فضا را با مهربانی فراوان با خودتان، پذیرش آنچه در بیرون وجود دارد، و دوست داشتن جادوی واقعی واقعی بودن، پر کنید، مرزها واقعاً معنایی ندارند.

به عنوان مثال، امسال من کارهای زیادی انجام دادم که قبلا برایم ناراحت کننده بود. من افرادی را که دوستشان دارم ناامید کرده ام به نام اینکه خودم را در اولویت قرار دهم، که کمی آسان تر است (نه خیلی اما کمی) وقتی خودم را در اولویت قرار می دهم به معنای اول قرار دادن فرزندم نیز هست. در پاسخ، با واکنش‌های مختلفی مواجه شدم، عمدتاً مثبت و حمایتی، زیرا در این مرحله از زندگی‌ام مطمئن شدم که اطرافم را با افراد مثبت و حامی احاطه کرده‌ام! اما امسال مواقعی بوده است که این مرز بازخورد منفی دریافت کرده است، و من مجبور بوده ام با آن زندگی کنم. من باید از طریق احساساتی که برایم بوجود آمده کار کنم… و به جرات می توانم بگویم که کار کردن از طریق این احساسات یکی از سخت ترین سفرهای احساسی بوده است که تا به حال داشته ام.

اما من این کار را کردم و خیلی قوی تر به طرف مقابل آمدم. اگر به دنبال نشانه ای برای القای مرزها، نه گفتن، برای ارائه مجموعه ای از قوانین یا دستورالعمل های جدید برای آنچه شما (و خانواده تان) برای پیشرفت نیاز دارید، هستید، این کار را انجام دهید. تنها چیزی که مانع شما می شود ترس است و ترس چیست؟ آیا شما مورد محبت قرار نمی گیرید، یا اوضاع یکسان نیست، یا دعوت ها و فرصت های آینده را از دست می دهید، یا فقط یک احساس ناراحتی عمومی دارید؟ همه چی؟ من شما را تشویق می کنم که با آن احساسات و عواطف هماهنگ شوید، آنها را در یک دفترچه یادداشت کنید و سعی کنید به ریشه آن برسید. همیشه یک ریشه وجود دارد.

ریشه همیشه از کودکی نشات می گیرد اما چقدر می خواهیم به اینجا برویم؟! وقتی به گذشته نگاه می کنم، می دانم ریشه های من از کجا آمده است. البته آنها مستقیماً از کودکی می آیند. دقیقا کلاس سوم. تا زمانی که می‌دانید و می‌توانید در این فرآیند با خودتان مهربان‌تر باشید، این همه چیز مهم است.

در این فصل از زندگی من کار می کنم تا استراحت کنم و بفهمم این چقدر عادی است!! زندگی دوباره در جریان است و هیچ کس به جز خودتان وارد عمل نمی شود و برای شما حد و مرز تعیین نمی کند. اکنون زمان آن است که این سؤالات عمیق را از خود بپرسید، زیرا زمانی که واقعاً زمان و مکان لازم برای استراحت و احساس کردن همه چیز را دارید، می‌خواهد چیزهای زیادی از شما جاری شود.

من این پست را با این داستان کوچک به پایان می برم. یکی از دوستانم اوایل امسال به من گفت که بالاخره وقت دارد به معنای زندگی فکر کند، زیرا موفقیت های زیادی کسب کرده و مدتی از کارش مرخصی گرفته است. او گفت اکثر مردم تا زمانی که در بستر مرگ نباشیم به معنای زندگی فکر نمی کنند، به این که چرا اینجا هستیم. او به طرز باورنکردنی خوش شانسی احساس می کرد، و من شاهد رشد او در این سال بوده ام. این واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد. ابتدا فکر کردم، “صبر کن، اما من همیشه به این چیزها فکر می کنم!” 😂 ولی بازم من خارجیم. ته دلم میدانستم حق با اوست. بیشتر مردم تا زمانی که خیلی دیر نشده به خود فرصت یا مکان فکر کردن در مورد اینها را نمی دهند.

اگر من می توانم هر چیزی باشم، اگر این وبلاگ می تواند کلمات، امید، شادی و احساس را به کسی بدهد، می خواهم این باشد: شما شایسته این هستید که زمان و مکان را برای خود اختصاص دهید، به معنای زندگی فکر کنید، و بفهمید که چرا در حال حاضر اینجا هستید، تا بتوانید این کار را انجام دهید. ممکن است به نظر کلیشه ای به نظر برسد زیرا نام پادکست من است، اما روح خود را به آتش بکشید. زندگی کوتاه تر از آن است که بتوان آن را به گونه ای دیگر زندگی کرد. و خودت را با کسی مقایسه نکن برای استراحت عمیق در این مدت، واقعاً نمی توانم خودم را با کسی مقایسه کنم زیرا نمی بینم بسیاری از افراد (به خصوص افراد جوان و سالم) اینگونه زندگی می کنند!

پس راه لعنتیتو هموار کن!!! تو می توانی آن را انجام دهی!! من برای شما ریشه یابی می کنم و برای شما اینجا هستم. بیایید نظرات شما را در زیر بشنویم. من همه شما را دوست دارم. من نمی توانم صبر کنم تا جادو را از عمیق ترین راحتی خود ببینم. 🤍



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/
رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر